اتوبوس آبی

متن مرتبط با «مردی» در سایت اتوبوس آبی نوشته شده است

مردی که سوت می زند !

  • نیلوبلاگ

    نشسته ام جلوی پنجره ی رو به خیابان. ساعت از نیمه شب گذشته و صدای بنان توی خانه پیچیده. او دارد جلوی آینه موهایش را شانه می کند و آرام با بنان، آهنگ را زمزمه می کند. بهش می گویم بیا بنشین کنارم تا با هم زل بزنیم به خیابان دربند، به تک و توک ماشین ها و آدم هایی که از خیابان می گذرند. وقتی می آید دو تا چای بهارنارنج هم می آورد و می گذارد روی طاقچه ی جلوی پنجره. بهم می گوید برایم یکی از قصه هایت را...

    ادامه مطلب