اردیبهشت تمام شده است. ماهی که زیادی دیوانه ست و برای دیوانه هایی که در روزهای دیگر سال به اندازه ی کافی دیوانه هستند، این ماه می شود دیوانگی در دیوانگی و خب، این چیز خوبی نیست.
تولد او را جشن گرفتیم و بهش گفت روزی دستت را می گیرم و می زنیم به جادّه. جایی شبیه جنوب فرانسه که فقط باغ های انگور داشته باشد. یا جایی شبیه مونت گومری در آلاباما. جاده ای که توی آن هیچ صدایی جز صدای باد و بلوز و کانتری و جز نباشد. صدای تکان خوردن علف های بلند و سبزِ کناره های جادّه و شاخه های درختها. بعد همانطور که رفتیم و رفتیم، زیر سایه ی درختی می نشینیم و تو سرت را روی پاهایم می گذاری و سیب گاز می زنیم.
بعد دوباره می رفتیم تا شاید می رسیدیم به یک کافه ی بین راهی و می نشستیم روی صندلی های جلوی شیشه اش و قهوه و صبحانه می خوردیم و یک سیگار می کشیدیم. طولی نمی کشید که دوباره می زدیم بیرون و می رفتیم به یک شهر کوچک که حتا اسمش را هم نمی دانستیم. شب را آنجا می ماندیم و در مهمانی فصل نوی شهر که توی یک رستوران بود شرکت می کردیم و می رقصیدیم و هم را می بوسیدیم.
شهر، یک فلوت سفالی بهمان یادگاری می داد و ما، باز می رفتیم. که اصلا ماندن در کار ِ ما نبود.تو برایم ساز می زدی و ما آنقدر می رفتیم که به ته دنیا می رسیدیم. به جایی که یک ساحل ِ بزرگ و آرام و خالی از آدم بود. جایی که فقط ما بودیم. روی شن ها می خوابیدیم و بیدار که می شدیم و هوا رو به تاریکی می رفت، ما تمام طول ساحل را می گشتیم و قدم می زدیم. بطری قدیمی ای پیدا می کردیم که تویش برگه ای از یک داستان بود و رویش را جلبک گرفته بود.
" دلم لک زده بود برای یک دست .. "
شب می شد. آتش روشن می کردیم. دنیا برای ما بود و ما تا صبح بیدار می ماندیم. لحظه برای ما بود. یا ما برای لحظه بودیم ؟ نمی دانم. شاید چیزی بین این دو بود. صدای موج های دریا می آمد.
برچسب: صدای امواج دریا,صدای امواج,صدای امواج گرانشی,صدای امواج رادیو,صدای امواج دریا دانلود,صدای امواج خروشان دریا,صدای امواج دریا,mp3,صدای امواج اقیانوس,صداي امواج دريا,صداي امواج دريا براي دانلود,
نویسنده: پرنیا جعفرینژاد