اتوبوس آبی

متن مرتبط با «سفر التكوين» در سایت اتوبوس آبی نوشته شده است

سفر

  • نیلوبلاگ

    ماشین را زدم کنار و نگه داشتم. توی جادّه هیچکس نبود و جز نور ِ مات و کم جان ِ ماه و چراغ های ماشینم، هیچ روشنایی به چشم نمی آمد. در ِ ماشین را کامل باز کردم و پاهایم را از ماشین بیرون آوردم. چراغ های بزرگ ِ ماشین را هم خاموش کردم و سیگاری روشن کردم و صدای دیلن را بالا بردم. " .. آهنگی برایم بخوان، من نه خواب آلودم و نه جایی برای رفتن دارم .. " سیگار که تمام شد، ضبط ِ ماشین را هم خاموش کردم. اگر می آمد، حتما، حتا توی تاریکی و بی صدایی هم پیدایم می کرد. هفده سال ِ پیش باهاش همینجا قرار گذاشتم. و مطمئنم او اگر بیاید، با همین چراغ های کوچک ماشین هم پیدایم خواهد کرد. ا...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    سفره عقد | سفر التكوين | سفر المزامير | سفر الرؤيا | سفر الامثال | سفر به گرجستان | سفر به ارمنستان | سفر الحوالي |